
محبت
انتظار
انتظار بدون محبت و محبت بدون معرفت بی معناست


همه گویند
که از دل برود
هر آنکه از دیده برفت
و شب رفتن تو
من ماتم زده،خسته دل،گوشه نشین
گوشه میکده در ماتم تک ساغر خود...
ریخته روی زمین
زیر لب گفتم:
آه...
کز رفتن تو نفس از سینه برفت...



همیشه کسی هست
کسی که در اوج تنهایی تو قدم می گذارد
همیشه کسی هست
کسی که بزرگ است و ساده
کسی که گل زندگی را به هر شاخه داده است
همیشه کسی هست
کسی تازه تر از شکوفه پر از رنگ پر از بو
کسی آسمانی که دریاست آیینه ی کوچک او
همیشه کسی هست
و در اوج تنهایی تو
قدم می گذارد
ای کاش دلامون صاف بود
برق چشمامون پاک بود
ته قلبامون یه ذره عشق بود
ته حرفامون تلخی نداشت
ای کاش سیاهی چشمامون
مثل سیاهی شب برای آرامش بود
خنده هامون رنگ حیله نیرنگ نداشت
ای کاش تو کوچه های بن بست دنیا یه شاهراه بود
ای کاش می دونستیم که همیشه
یه دل شکسته یه چشم بارونی
یه بغض و کینه توی دل یه نفر جا گذاشتیم

براي كشتن يك پرنده يك قيچي كافي است
لازم نيست آن را در قلبش فرو كني
يا گلويش را با آن بشكافي
پر هايش را بزن....
خاطره ي پريدن با او كاري مي كند
كه خود را به اعماق دره ها پرتاب كند

پنجره اتاق
آغوشش را به سوی کوچه باز کرده بود
لبخند های تکراری ماه
و من که در این اتاق بزرگ
کوچک به نظر می رسم
و انتظار که مثل قطاری بزرگ
بر ریل ذهنم در حال حرکت است
هو هو ........ چی چی .......